تبليغاتX
!نوجواااااان























!نوجواااااان

موشی در خانه, تله موش دیـــــد،به مرغ و گوسفنـــد و گاو خبـــر داد

همــه گفتـنـد تله موش مشکل توســت به ما ربطی نـدارد.

ماری در تله افتــاد و زن خانه را گزیـــد،

از مرغ برایــش ســوپ درســت کردنــد

گوسفند را بـرای عیادت کنندگان سر بریدند

گاو را برای مراسم ترحیم کشتند

نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت 1:26 توسط فرناز| |

چرا من اینقدر دلم روشنه

چرا حالم اینقدر به یادت خوشه

چرا فال حافظ یه جوری میاد

که انگار قراره یه چیزی بشه

نپرسیـــدی اما خرابـــم عزیز

خرابــــم عزیزم همین کافیه

ردیفـــــم کن ای عطر بارون عصر

ردیفــــم کن ای بهترین قافیه

نوشته شده در جمعه شانزدهم دی 1390ساعت 18:39 توسط فرناز|

نو کنید جامه را

پاک کنید خانه را

گل بدهید زوجه را

عید سعید می رسد

هوش کنید مست را

آب زنید دست را

سجده کنید هست را

عید سعید می رسد

سیر کنید گشنه را

آب دهید تشنه را

درو کنید غصه را

عید سعید می رسد

عفو کنید بنده را

ارج نهید زنده را

یاد کنید رفته را

عید سعید می رسد

نوشته شده در چهارشنبه نهم شهریور 1390ساعت 7:52 توسط فرناز| |

يک روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد.

الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت .

ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت کرد.

ملا نمی دانست که خر از پله بالا می رود،

ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی آید.

هر کاری کرد الاغ از پله پایین نیآمد.

ملا الاغ را رها کرد و به خانه آمد ، که استراحت کند.

در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد .

وقتی که دوباره به پشت بام رفت ، می خواست الاغ را آرام کند که دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی شود.

به ناچار خودش برگشت پایین .

بعد از مدتی متوجه شد که سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده،

بالاخره الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد.

بعد ملا نصر الدین گفت:

لعنت بر من که نمی دانستم که اگر خر به جایگاه رفیع و پست مهمی برسد

هم آنجا را خراب می کند و هم خودش را می کشد!!!

نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 7:51 توسط فرناز| |

هزار دشمنم گر بکنند قصد هلاک
خدایا گر تو دوستی، از دشمنان ندارم باک

بسم الله

بُغض این روزهایم

آسمانی  می خواهد

به  وُسعَتِ 

دَستانِ

 تو 

برای

باریدن..

شهادت حضرت علی رو تسلیت میگم..

قدر شبای قدر رو بدنید

یا علی

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390ساعت 7:25 توسط فرناز| |

چشم هایم را میبندم


اینجا همان جایی است که باید به توسلام داد


سلام حضرت لبخند


تمام روزها روز توست


تمام زمین ها زمین تو


حتی همین بارانی که میبارد


حتی همین لبخندی که میزنم


همه از برکت بیرق توست


بی بهانه سلام بر تو که خود بهانه ای برای عاشقی


سلام بر حسین

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم تیر 1390ساعت 16:16 توسط فرناز| |

نوشته شده در چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 15:16 توسط فرناز| |

Design By : Night Melody